تا اینجا به تغییراتی که ممکن است در هر زبانی از نظر واجی رخ دهد اشاره ای نمودم .بهتر است پیش از ادامه گفتار به چند نکته در زبان اشاره کنم که در هر زبانی امکان رخدادش هست و آن هم مواردی چون جابجایی واجها یا حذف آنهاست که این موارد هنگام ورود واژه ای از زبانی به زبان دیگر معمولا رخ میدهد آن هم البته با دگرگون کردن واجها.یعنی واژه ای که از زبان مهمان به زبان و فرهنگ میزبان وارد میشود گاهی وقتها با تغییر واجی زیاد در زبان میزبان جای نمیگیرد و در اینجاست که زبان در صورتی که قدرت لازم را داشته باشد اقدام به حذف یا جابجایی واجی می کند.واین البته به توان و نیروی زبان و فرهنگ میزبان بستگی دارد.مانند:
(سرو) در زبان فارسی که در کردی این واژه به شکل (سه ول )دیده میشود.
(برگ) نیز با تبدیل واجی به شکل (وه لگ) و با جابجایی به شکل (گه لا) دیده میشود
(قفل)نیز با تبدیل وجابجایی(قولف-کولف-کولوم)رخ نموده
(برف )با تبدیل به شکل (وه رو)و با تبدیل و جابجایی (وه فر-به فر)
(ئه سرین=اشک) با تبدیل وجابجایی وحذف (ن)(هه رسی-هه لسی)
(سفید)با تبدیل واجی و حذف (د)در کردی (سپی)دیده می شود
و موارد از این دست که به فراوانی یافت می شوند.
البته بایسته است که اشاره ای بنمایم به اینکه در اینجا بحث مهمان یا میزبان بودن زبانهابا توجه به مثالهای ذکر شده نیست.در اینجا هدف نشان دادن تغییرات است نه اثبات اینکه کدام زبان از کدامیک واژه به عاریت گرفته باشد.پایان بخش ششم
+ نوشته شده در
84/08/24ساعت 23:33  توسط جباري
|
خاستگاه پنج
دراین خاستگاه ما با واجهای(ق ک گ)برمی خوریم که به جای یکدیگرنشسته اند.برای نمونه چند تا مثال آورده می شود:
کولف=قفل=قلف قور=گل ئه شک=عشق کولم=گونه
هه مک=همگ=همه قوتاب=کتاب ووووو
خاستگاه شش
این خاستگاه که شامل واجهای(ت د )می باشد.در این خاستگاه نیز دگرگونی های مورد اشاره شکل گرفته اند. برای مثال داریم:
جه خت=جهد لادی=لختی گه ستن=گزیدن پرده=پرته=پل مزگت=مسجد
خاستگاه هفت
در این خاستگاه ما تبدیل واج را سراغ نداریم مگر این که چند واژه ای که هنگام معرب شدن گ تبدیل به ج شده باشد.مانند
زگار=زجر نرگس= نرجس
خاستگاه هشت
در این خاستگاه (چ ش ی)
در این خاستگاه نیز تبدیل های شکل گرفته را داریم از جمله:
یه ند=چند چای=شای ماچو=مووشم چوکلیت=چاکلت=شکلات (هر چند این واژه وارداتی است اما تغییر را می توان در آن یافت)
پایان بخش پنجم
+ نوشته شده در
84/08/18ساعت 13:22  توسط جباري
|
خاستگاه ۳
دراین خاستگاه ما به سه واج (س ژ ز)و به ندرت به واج(چ)برمی خوریم.اینک نمونه هایی از این تغییرات:
ئه ندازه=هندسه ئه زره ت=حسرت ژار=زهر ژیر=زیر=چیر بسمار=مزمار
نه رگیز=نرگس تیژ=تیز ئاسته ی=ئازه ی واسه ی=خوازین=خواستن روژ=روز مزگت=مسجد
خاستگاه ۴
در این خاستگاه هم که شامل واجهای(ر ل ن)است مثالهایی آورده میشود از جمله:
گروو=گلو وه لگ=برگ مرمانو=منمانو لالام=نالام هه لسی=ئه سری(ن)
سه ول=سرو وه ل=به ر=وه ر=بر قور=گل به لی=به ری=بلی کولم=گونه
وموارد دیگری که میتوان به راحتی یافت.پایان بخش چهارم
+ نوشته شده در
84/08/15ساعت 18:1  توسط جباري
|
خاستگاه دوم که به آن اشاره شد به اصطلاح عرب حروف حلقی است.که سعی میشود به چند نمونه از دگرگونی ها اشاره کنم.
خاستگاه ۲- ء(ا) ه ع غ ح خ:در این خاستگاه نیز واژه ها یی که دستخوش تغییر شده اند را می توان به وفور یافت:مانند
رام=رحم هوون=خون زام=زخم زامه ت=زحمت ژار=زهر لادی=لختی سارا=صحرا
لال=لعل ئه ندازه=هندسه ئه زره ت=حسرت جه خت=جهد ئاله م=عالم موبه ت=محبت
تیخ=تیغ واده=وعده ئه لقه=حلقه تانه=طعنه زایف=ضعیف خونچه=غنچه
قار=قهر زوخال=ذغال شار=شهر خه م=هه م=غم باخ=باغ وارده ی=خوردن
و نمونه های دیگری که سراغ داریم و می توان به آسانی این تغییر را دریافت.پایان بخش سوم
+ نوشته شده در
84/08/12ساعت 21:27  توسط جباري
|
براي روشن شدن موضوع بهتر است براي هر كدام از خاستگاهاي زباني كه اشاره نمودم چند تا مثال آورده شود كه بحث را بتوانيم بر اساس آن ادامه دهيم
۱-خاستگاه ۱ (ف ب م و پ V)
مثالهاي فراواني در اين خاستگاه ديده ميشود .شايد بيشترين دگرگوني ها در اين خاستگاه رخ داده باشد.اين دگرگوني ها را ميتوان بين زبانهاي عربي-فارسي-كردي و زبانهاي ديگر به راحتي پيدا كرد
و حتي در بين لهجه هاي يك زبان اين دگرگوني ها به راحتي قابل ديدند.
مانند : برف=وه رو وه فر=به فر دام=داو وه لگ=برگ جبين=جه مين ئاو=آب
وير=بير لاو=لاف ناو(ك)=ناف سپي=سفي(د) كه فته=كه وته(كه فته ن=كه وتن)
سفته=سوته فريه ي=پره ي=پري(دن) په ري=براي فيشته ر=بيشتر
شه به ق=شفق چه فت=چه وت كولف=كولم وا=با=با(د) شه و=شب
وه هار= بهار تاو=تاب ليو=لب خاو=خواب زه وين=زمين واران=باران
وه س=بس زوان=زبان كه واو=كباب نه با=نه وا لاو=لاف(او)=(سي)لاب وووووو
كه مثالهاي زيادي در اين زمينه ديده ميشوند.انشالله در نوبتهاي آينده به نمونه هاي ديگري از خاستگاههاي هشتگانه اشاره خواهد شد.پایان بخش دوم
+ نوشته شده در
84/08/10ساعت 1:13  توسط جباري
|
پیش از آغاز سخن بایستی به دسته بندی ای که بیشترین دستمایه من دراین گفتار خواهد بوداشاره ای بنمایم.این تفکیک را بر پایه واژه های ای که از زبانی به زبان دیگردگرگون شده اندپی ریخته ام.ودرهر دسته تعدادی حرف (واج)را قرار داده ام که تبدیل یا دگر گون شدن در آنها امکان پذیر بوده و با توجه به اینکه این حروف تقریبا از نظر مخرج ادا کردنشان بسیار بهم نزدیک هستند نام خاستگاه را برای هر دسته انتخاب کرده ام.اینک دسته بندی:
۱-خاستگاه یک:ف ب و م پ v
۲- خاستگاه دو: ء(ا) ه ح خ ع غ
۳-خاستگاه سه:س ژ ز (چ)
۴-خاستگاه چهار:ر ل ن
۵-خاستگاه پنج:ق ک گ
۶-خاستگاه شش:د ت
۷- خاستگاه هفت:ج
۸-خاستگاه هشت:چ ی ش
لازم میدانم به این نکته اشاره ای بنمایم :این دسته بندی صد در صد در مورد مخارج حروف درست نمی باشداما برای آسانی کار و درک راحتتر آن اسم خاستگاه را بر رویشان گذاشته ام.و حروف را بر پایه دگر گونیهای زبانی که در گذشت زمان رخ داده است به صورت بالا تفکیک کرده ام..پایان بخش نخست
+ نوشته شده در
84/08/06ساعت 23:25  توسط جباري
|
مطلبی که قصد دارم بنویسم شاید کمی طولانی باشد.اما فعلا اشاره وار به سر فصل های آن اشاره ای میکنم.انشالله بعدا بتوانم بحث را به صورت کامل و طبقه بندی شده ارائه دهم.
همانگونه که از عنوان مطلب پیداست هدف از نوشتن این مطلب تغییر و دگرگونی واژه هاست که از زبانی به زبانی خصوصادر زبانهای هندواروپایی رخ داده است.و اصولادر چه مواقعی و به چه شکلی این دگرگونی ها شکل گرفته است.وبیش از همه مقایسه زبان و لهجه های کردی است که با همسایگان خوددر ارتباط بوده و این تغییرات را در ساختار واژه ها داده است. برای شروع بحث چند تا مثال می آورم که بحث را انشالله با راهنمایی دوستان و عزیزان به انجام برسانم
اینک مثالها :
هوون=خون زام=زخم جه خت=جهد تیژ=تیز چیر=ژیر=زیر سه ول=سرو
سپی=سفید په ری=برای کلوم=کولم= کولف=قفل کولف=کولم= گونه قور=گل
ئه شک=عشق گروو=گلو گه لا= وه لگ=برگ فیشته ر=بیشتر ئاو =آب
ئه ندازه=هندسه ئه زره ت=حسرت یه ند= چند لادی =لختی ووووو
+ نوشته شده در
84/08/04ساعت 14:57  توسط جباري
|
سه خته ن
هه ر که ی مه وینووت
ماچوو داخوم
ئینه ئاخه رین که ره ت بو؟
شه وانه ی هه ساره کان به دله له ر زی مه ژماروو
گه لا ویژم وه ش مسیو
واچی جاریو ته ر پالوو تونه بدیه وش پوره؟
+ نوشته شده در
84/08/03ساعت 23:45  توسط جباري
|
داخوم دماوه بزانو دلمه نه چیش بی؟
چه وه ش بی خه م دییم پوره
وه خته ی هه نگام هه نگام هه ناسه م سه ر ئه ی
ره شی چه میش دانشه نه چه مانم
چن ئاواتم واس به شکه م هه ر ئیسه بیاوو په نه
به لکوو دلش بشو وه نه م
داخوم کاغزه گول موچه کریاکه م هورگیرو؟
+ نوشته شده در
84/08/03ساعت 23:40  توسط جباري
|
+ نوشته شده در
84/08/03ساعت 23:33  توسط جباري
|
یو نانش نه وی لوی پیاز ئه سانی
شیر به شونی مه کوشیو
وه لات به جنی خوی جن به ئاساوانی
ئه سب به په یخام ئاوی نموه رو
ئاوی ئه ورد و گومی نقم که رد
لوا په ی شاخان گوشیش نیای سه ر شو
گاو که وت کاردی فری مه وان
رواسی به حمامیشو چیش؟
که رگه ی بی قرنگی ئوجاخ کوره نه
کاسه ی بی سه ر پووشش گنونه
هه ره ی دیزه قینیه ی ساحیویشه نه ملوو ویش مه مارو
خه ته نه فه رزه ن نه ک بنه نه
حه شه پیره بیه قولانچی موه رو
مانگه دیاره نه ئه وه جه و کلکیش نیه ن
پسه نه شنگی بده ی ده موو گاوی
زمسان شه وی پیران ته وه ی
+ نوشته شده در
84/08/02ساعت 23:59  توسط جباري
|
چه میجویی؟
یکی از شهر رسیده ست و خبر از آسمان دارد.
تفال میزند بر آستان و چشمکی بر در
نمیدانم وشاید آسمانش با زمینش جنگ دارد.
چه فرقی میکند اما
تو گویی خود که پایش لنگ دارد
نمی دانم نمی دانم
هوا دلتنگ آتش سرد شکوفه از خزان ترسان و چشم مادرم گریان
چه رنگ است این خدایا؟
آبی آب و زردی پاییز و من در سبزی داری که صد باری
به پایین آمده ست شکوفه لمس خواهم کرد.
وباران را.
نه یک بار ودوصد باروهزاران بار بوییدم.
نفهمیدم.
چه سودش میرسد زآتش
شقایق را چنین ناباورانه دوست میدارد.
در گوشم نوایی می دمد دم دم:
یکی از شهر رفته ست و خبر از آسمان دارد.
تفال می زند اما دو چشم بر آستان دارد.
+ نوشته شده در
84/08/02ساعت 23:45  توسط جباري
|