تبليغاتX
خه ر مانه

خه ر مانه

ئه ده بی-که لتووری-کومه لایه تی

حذف زبان هورامی

آنچه در عصر ارتباطات و دنیای مدرن رخ می نماید حذف بسیاری از زبانها و لهجه هایی است که هر کدام با وجود دارا بودن ساختار،ضرب المثل و فولکلور خاص خود قرنهای متمادی رواج داشته اندوصد افسوس آنچه که از ظاهر امر بر می آید یکی از این زبانها زبان هورامی است.هورامی با وجود دارا بودن مشخصه های زبانی خاص خود از نظر ساختار، دستور منحصر بفرد،ضرب المثل،اشعار فولکلوروکلاسیک بیم آن می رود که در این پدیده ی حذف قرار گیرد.این پدیده را می توان از جهات مختلفی بررسی کرد.که در اینجا به تعدادمعدودی از عواملی که موثرند اشاره می گردد.هر چند مواردی که بایستی بررسی گردند بسیارند.باشد  کسانی که اندیشه ی حفظ این زبان را در سر دارند به بررسی سایر عوامل همت گمارند.

۱- عدم وجودمطالعات تخصصی بر روی زبان و دستور زبان هورامی-شاید به جرات بتوان گفت تا کنون در این زمینه کاری جدی صورت نگرفته و اگر هم انجام شده باشد در سطح محدود و غیر آکادمیک.

از جمله مواردی که در پویایی زبان نقش دارد وجود دستور زبان است دستوری که بتواندبراساس نیازهای روز تعدیل شود و تولید واژه بنماید.هنوز در هورامی تعریف مشخص و کلاسیکی از دستور زبان ارائه نشده و به اجبار از دستور زبانهای پیرامون خود استفاده می کند.هر چند مواردی که می شود بیان کرد بر کسی پوشیده نیست اما برای نمونه مثلا برای ساختن اسم فاعل هیچ الگوی تعریف شده ای در دسترس ما نیست.

۲- کمبود منابع علمی مکتوب(که بی ارتباط به بند اول نیست)-

یکی دیگر از عواملی که باعث فقر زبان هورامی گردیده نبود منابع علمی و تحقیقی در این زمینه است.هر چند منابع شعری ما کم نیستند اما با توجه به نیاز امروزین بشر به هیچ عنوان جوابگوی خواسته های این عصر نمی باشند.در این راستا لازم است به نکته ای اشاره کنم و آن سرودن اشعار هورامی است توسط کسانی که هورامی نبوده اند.ما این روند را در طول قرون متمادی(از قرن دوم هجری تا قرن گذشته) به واسطه ی نزدیکی این زبان به زبان آیینی ایرانیان(زبان اوستا)در گستره ی وسیعی ازخاک ایران و عراق( ازتبریز و همدان و لرستان گرفته تا بغداد)شاهدهستیم.که این رخداد خود موجب اختلاط اصطلاحات و واژه های این زبان با سایر زبانها و لهجه ها شده است.هر چند از دیدگاهی می توان این روند را در جهت زنده نگه داشتن زبان در نظر گرفت اما از دیدگاهی دیگر می توان آن را به عنوان نقطه ضعفی برای زبان به حساب آورد.که شاید پرداختن به این موضوع در این مقال نگنجد.

۳-شکاف بین ادبیات کلاسیک و ادبیات جدید-

یکی دیگر از مواردی که در این راستا بی تاثیر نیست وجود شکافی است که بین ادبیات کلاسیک هورامی و ادبیات جدید وجود دارد و عدم وجود ادبیاتی میانه باعث بی رونقی و کم بهره ای در زبان وادبیات جدید شده است.شعر ما در ادبیات کلاسیک به نوعی می توان گفت در اوج ادبیات کردی قرار دارداما با توجه به عدم پویایی و پیشروی لازم در طول زمان و نبود ادبیاتی که ما را از کلاسیک به نو برساند متاسفانه شاهد این هستیم که در ادبیات جدید حرفی برای گفتن نداریم.(البته نقش قدرت وپشتوانه سیاسی و اقتصادی بر کسی پوشیده نیست).ووظیفه ی دلسوزان این زبان است که به نوعی همت گمارند و این شکاف را رفو کنند.

آنچه گفته شد تنها گوشه ای است ازجریانی که در حذف و نابودی این زبان موثراست.وچه بسا آنالیز و بررسی موارد متعددی که وجود دارندمستلزم جلسات کارشناسی ، صرف وقت و هزینه ی بالایی است که بر تک تک افرادی که دلی به حال این زبان می سوزانند وظیفه ای است خطیر و بس گرانبها تا نسبت به ریشه یابی و شناسایی عوامل حذف اهتمام ورزند.

+ نوشته شده در  85/05/08ساعت 0:35  توسط جباري  |